كِي فكر ميكردم با جملهي غزل بيا تو ببينم! سرما ميخوري ذوق كنم اين همه؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۲۷ توسط:سئو چت روم موضوع:
خدا يه تعداد فرشتهي پيگير و نگران آفريده تا مواظب ماها باشن و دقيقا وقتي حس ميكنيم واسه هيچكي مهم نيستيم بهمون بفهمونن كه اشتباه ميكنيم. حالا لابد ميخواين بدونين چجوري ميشه اين فرشته ها رو بين بقيهي آدما تشخيص داد: اينا از جملهي رسيدي خبر بده به طور مُكرر استفاده ميكنن :))
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۲۶ توسط:سئو چت روم موضوع:
گفتم ولي بديِ دور بودن اينه كه وقتي برميگردي شايد هيچي مثل قبل نباشه.
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۲۵ توسط:سئو چت روم موضوع:
گفتم ببين! خوبيِ اين تنها بودنمون و دور بودنمون از خانواده و فاميل و آشنا اينه كه، خارج از اون جوِ واي حالا چي ميشه حالا درباره م چي فكر ميكنن حالا فلان قرار ميگيريم! شجاعتر ميشيم، و عشق از اولين چيزاييه كه وقتي شجاعي مياد سراغت! اينه كه ما اين جا به خودمون جرعت تجربهي يه سري حسا رو ميديم كه تو شهر خودمون و پيش خانواده كم پيش مياد شايد. اينجا اگه دلتنگ ميشيم دلتنگ به معني واقعي كلمه ست! چيزي يا كسي نميتونه جاي خاليشو برامون پر كنه. گفتم ببين! ما داريم اينجا بزرگ ميشيم!
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۲۵ توسط:سئو چت روم موضوع:
مجالِ من همين باشد كه پنهان عشقِ او ورزَم!
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۲۴ توسط:سئو چت روم موضوع:
صدايم كن صداي تو
به شب پروانه مي دوزد
نگاهم كن نگاه تو
برايم خانه مي سازد
بخند اي صبح نوراني
پس از شب هاي طولاني
كه هر اعجاز لبخندت
مرا بيگانه مي سازد
ببار اي آبيِ آرام
بر صحراي خشك من
سحر باغم درختانم
برايت لانه مي سازد
بريز اي شوق پي در پي
به صحراهاي آبادم
خرابم كن خراب تو
مرا ديوانه مي سازد
تو آتش باش و برپا شو
به سر تا پاي شعر من
من آوازم كه از عشقي
كهن افسانه مي سازد
پريشان شو پريشان تر
از آن شب هاي طوفاني
نسيم از شهر ويرانم
برايت شانه مي سازد..
آخر شب، تو تاريكي، اينو گوش بديم و غرق شيم :)
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۲۳ توسط:سئو چت روم موضوع:
گريه ميكرد و
گفت :
شادم و
رفت :)))
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۲۳ توسط:سئو چت روم موضوع:
چون دوستان منتظر مي مانند و به اين زوديها طاقتشان طاق نميشود :)
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۲۲ توسط:سئو چت روم موضوع:
مينا ^_^ ميدوني همهي دلخوشيم اينه كه آخر هفته مي بينمت و بغلم ميكني، هزار بار؟ :)) ميدوني روزي چند بار تو دلم قربونت ميرم؟ و جُمعه تويي! با همهي دوري اَت :) ميدوني كه خيلي وقتا مامان نبودي و دوست بودي، دوست! ميدوني چقد دلم ميخواد همه چيزو برات تعريف كنم؟ اصن ميدوني من چقد خر بودم؟ -.- ميدوني الان چقد عاقلتر شدم؟ ^_^ ميدوني حتمن. چون مامانا همه چيزو ميدونن :)
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۲۱ توسط:سئو چت روم موضوع:
فكر كنم بايد به اين ويروسِ مزخرف بگم خيلي دوسِت دارم! تا بره بيرون از بدنم :)))
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۲۰ توسط:سئو چت روم موضوع: