يه روزِ بي دغدغه داشته باشيم؟ با توجيهِ بيماري :)
+آدمي كه ميدوعه ولي نميرسه، پيش نميره، چي كار ميكنه؟ وايميسته ديگه :))))
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۹ توسط:سئو چت روم موضوع:
از اين ويروس جديدا نگرفتي عاشقي يادت بره ://
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۹ توسط:سئو چت روم موضوع:
همايون كنسرت بزاره، و بميرم براش :/ ولي نرم.
جشن تولد سه سالگي داستان شب باشه و نرم.
هعيييي -_-
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۸ توسط:سئو چت روم موضوع:
شده تا حالا فكر كرده باشيد آدم اشتباهي اي هستيد؟ واسهي هر چيزي. مثل يه وصلهي ناهمگون باشيد، خيلي با بقيه فرق كنيد. اميدوارم نشده باشه. چون حس خوبي نيست :)
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۷ توسط:سئو چت روم موضوع:
و شايد هيچوقت به اندازهي شباي امتحان دلگير نباشه :/
از اون طرف فرياد ميزنند چرا هست! صبح امتحان :|
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۶ توسط:سئو چت روم موضوع:
امروز صبح ساعت هفت، پس از تلاش و جانكندنهاي بسيار از تخت دل كندم، رفتم مسواك بزنم و تو ذهنمميگفتم آفرين بهت كه تونستي زود بيدار شي، در همين حين كه چشمامو به زور باز نگه داشته بودم يكي از همكلاسيهاي گرامي رو ديدم كه با ظاهري آراسته و خوشحال و سرحال_دقيقن برعكس قيافهي من_ با بغلي از كتاب به سمت كتابخانه روانه شده :/ لعنتيا چيجوري بيدار ميشيد اونقد زود آخه :/
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۶ توسط:سئو چت روم موضوع:
از جذابيتهاي خوابگاه كه بسيار سخن به ميان آمده
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۵ توسط:سئو چت روم موضوع:
دقيق نميدونم از كِي، شايد از وقتي ديدم هيچي مثل موسيقي بهم آرامش نميده، از وقتي تلاش كردم و كلي رايزني و بحث با خانواده كه نميذارم موسيقي به درسم لطمه بزنه تا بتونم ساز خودمو داشته باشم... ولي يكي نبايد به من قول ميداد كه درس به موسيقيم لطمه نزنه؟ -.- يكي نبايد پاسخگوي اين حسرت توأم با نااميدي منو بده الان؟ جوابِ دلمو چي؟ -.-
شايدم از وقتي بهم گفت كه تو محكومي به ادامهي راه در زمينه صدا عو فلان، بيشتر هوايي شدم.
حتي از وقتي سر كلاسا و توي همه جزوههام نقاشي بود ولي كنكور و خصوصن دانشگاه نقاشي رو هم از يادم برد.
شايد از اون وقتي كه كپشن نوشتن توي اينستا يا نوشتن تو همين وبلاگ واسم اينقدر لذت بخش شد.
از وقتي كه دوربين گرفتم از از لنزش به دنيا نگاه كردم و ديدم چقدر لذت بخشه آدم ميتونه هر چيزي كه خوشايندشه رو تو لنزش جا بده و آرزو كردم كاش زندگي واقعيم اين شكلي بود.
دقيقا نميدونم از كِي شروع شد و اين همه تو مغزم رشد كرد اين فكر. ولي اينو ميدونم كه هر روز و مُدام از خودم ميپرسم راه درست چيه؟ بايد چي كار ميكردم؟ الان بايد چيكار كنم؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۴ توسط:سئو چت روم موضوع:
چه خوش فرمود كه: معرفتت گيرِ منفعتت بود!
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۴ توسط:سئو چت روم موضوع:
چه خوب ميشه دوستامونو بشناسيم، دقيقا وقتاي بي حوصلگي، خستگي، عصبانيت و تنهايي :)
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۳ توسط:سئو چت روم موضوع: