ميگفت اگر آدم يك نفر را دوست داشته باشد بيشتر تنهاست چون به هيچكس جز همان يك نفر نميتواند بگويد چه احساسي دارد.
+حالا با اين اوصاف ما چي بگيم ديگه :))
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۲ توسط:سئو چت روم موضوع:
بايد صد تا دليل بنويسم واسه خوشحال بودن و حس خوشبختي كردن،بلكه ازين حال و هوا دربيام -.-
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۲ توسط:سئو چت روم موضوع:
و عيد من روزيست كه مجبور نباشم درس بخوانم :/
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۱ توسط:سئو چت روم موضوع:
بنظرم اگه علم واقعن پيشرفت كرده بود، بايد براي اشخاصي كه دوسشون داريم نوتيفيكيشن ميرفت :))
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۰ توسط:سئو چت روم موضوع:
اگه تو كلاسِ ۸ صبح من بودي،
هيچوقت تاخير نميكردم -.-
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۱۰ توسط:سئو چت روم موضوع:
پيشنهاد دادم مقوا بخريم بزنيم به ديوار اتاق، روش هدفا و آرزوها وبرنامه هامونو بچسبونيم. مقوا رو زديم و من اولين وتنها چيزي كه روش چسبوندم اينه: امتحان موازنهم عالي باشه. كِي اين همه پوچ و مسخره شدم؟ -_-
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۹ توسط:سئو چت روم موضوع:
داشتم فكر ميكردم اگه دنياي موازي اي وجود داشته باشه و من حق انتخاب داشته باشم. دلم ميخواد يه دختر خبرنگار برونگرا باشم! ازون پر جنب وجوشاي فضول :)) كه بدون ترس همه جا ميرن واسه خبر.يه دوربين عكاسي همراهم باشه و هي چيليك! -.-
يه مرد نويسنده باشم كه هي سيگار ميكشه و هي مي نويسه و نوبل ادبيات ميگيره.
يه زن باشم كه ويولن سل مي نوازه، اون سر دنيا.
يه كافه چي باشم! كه قهوههاش زبونزد همهس. يه كافهي نيمه تاريك داره با در و ديوار و ميز و صندلياي چوبي. و يك عالمه قاب عكساي پرترهي كوچيك و بزرگ رو در و ديوارش. و بوي عود بپيچه تو كافهم.
يه مرد نجار باشم، بوي چوبُ حس كنم مدام، و خلق كنم...
نگهبان موزه، مكانيك ماشين، گل فروش، عطرفروش، كتابدار :)) ...
ولي تو دنياي موازي دانشجوي ميم شيمي نباشم. خب؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۸ توسط:سئو چت روم موضوع:
و ياد گرفتم واسه نگه داشتن دوستام بجنگم، برم جلو، بهشون بگم چقدر دلم تنگ شده، نترسم كه اهميت ندن. نترسم كه ازم دورتر شن. يكم بيام بيرون از خودم! و حداقلواسه مهمتريناي زندگيم اداي بي تفاوتي رو درنيارم :)
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۸ توسط:سئو چت روم موضوع:
چ خوبه كه پديدهاي به نام جشن تولد وجود داره تا سالي يه بار موجوديتمونو بهمون يادآور شن! نه؟ گاهي وقتا يادمون ميره، يادشون ميره! كه هستيم! و چقد دلم ميخواد يادم بيارن كه هستم! كه يادش بيارم هست :) با اينكه دوره. و اگه بدونه چقدررر منتظرم بودنشو جشن بگيرم حتي در نبودش.
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۷ توسط:سئو چت روم موضوع:
دو مي رِ سي لا سل دو ...
چي تو اين نتآ هست كه آدم چشاشو ميبنده و غرق ميشه؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۶ توسط:سئو چت روم موضوع: