اصن معتقدم پاييزه و آهنگاش. پاييزه و همايونش، پاييزه و رستاكش. تعجب ميكنم اگه تو فصلاي ديگه هم بشه اين همه گوش داد. به همه چي... به خش خش برگا. به صداي سه تار، پاييز فصل شنيدنه.
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۶ توسط:سئو چت روم موضوع:
خوشبختترينا لزومن خوشگلترين و پولدارترين و محبوبترينا نيستن. اونايي خوشبخت ترينن كه با چيزاي كوچيك ميتونن ذوق زده شن! مثل ذوق زده شدن از ديدن چيزايي كه فكر ميكنن مختص خود خود اوناس! واسه اونا ساخته شده! مثل تخته شاسي اي كه روش نوشته باشن: زندگي چيست جز چاي و كتاب؟ و نقاشي بانمك ي دختر لپ گلي كه چشاشو از آرامش بسته و ي ماگپر از چاي تو دستش و ي كتابم كنارشه..
يا حتي وقتي هر بار كه تو آينه چشمشون به فر كمرنگ موهاشون ميفتهذوق كنن! از ايدهعاي جديدشون، از ديدن كتابفروشياي انقلاب، از نشستن تنها تو اتوبوس و گوش دادن آهنگ، از... ماها خوشبختيم نه؟ ^_^
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۵ توسط:سئو چت روم موضوع:
و كي ميدونه پُشتِ اون كامنت رفيق راه دورم و اون قلب بنفش و اون لبخند تلخ چند تا بغل محكم جا شده واسه تو؟ :) چقد گريه و درددل حتي! خودت چي؟ ميدوني؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۴ توسط:سئو چت روم موضوع:
-.- قفلي رو آهنگاي هوتن هنرمند!
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۳ توسط:سئو چت روم موضوع:
حال و هوام گرفته باشه از روز قبل، صبح سخت از خواب بيدار شده باشم، تينا خواب مونده باشه و تنها اومده باشم دانشگاه، سر ترمو پلكام بيفته مثل هميشه :/ و به زور تمرينا رو كُپ زده باشم. بعد يه رفتارايي ديده باشم كه حس خيلي بدتري پيدا كرده باشم و كلاس بعديم تا خود ۱۲ طول كشبده باشه، بعد كارت زده باشم و ناهارم رزرو نشده باشه، بعد نسبت به رشته م نااميدتر شده باشم -.- و در عين حال سعي كرده باشم هيچكدوم ازين رفتارا رو نشون نداده باشم چي ميتونه حالمو خوب كنه؟ =) يززز! ديدن فوتبال بچهعاي هنر :) تشويق ايسلندي :) نگريستن به #حاشيه =)))))
ولي خب مهم اينه كه بازگشت همه مون به فني عه باز :/ :| :(
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۲ توسط:سئو چت روم موضوع:
چيجوري بگذرونيمكلاس موازنه استاد مرتضوي رو؟ چيجوري خوابمون نگيره؟ چيجوريغر نزنم ونگم ماااامااان چرا تمومنميشه و بعد سرمو نكوبمرو ميز؟ :|
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۱ توسط:سئو چت روم موضوع:
عشق مثل توقصه ها نيس
حتي شبيه افسانه ها نيس
ما هم ي عمري گول قصه ها روخورديم
واسه هر كيبرامون تب نميكرد مرديم
عشق همون چشماي خسته س
همون دستاي سرد و پينه بسته س
عشق همون مهر مادري بود
تو طعم خوب يه ناهار سرسري بود .. :)
حالا كه روتخت خوابگاه كِز كردم و به كلي كارايي كه بايد انجام بدم فكر ميكنم فاطمه داره اينو ميخونه و منم باش زمزمه ميكنم :)عشق همون مهر مادري بود...
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۱:۰۱ توسط:سئو چت روم موضوع:
في الحال انگشتاي پامو حس نميكنم از بس يخ زدن *_* خودمو پيچوندم تو پتو، هوا ابريه دارم پاييزِ بابك جهانبخشو گوش ميدم و منتظر بارونم :) مياد يني؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۰:۵۹ توسط:سئو چت روم موضوع:
عاقاو :)) داييت با گل بياد استقبال تو فرودگاه. بعد بري خونه همه باشن و بي خبر! مامان و مامانجونت هي جيغ بكشن، بابات خشكش بزنه با ي لبخند منتظر بمونه بري جلو ماچ و بغل =)) باباجونت هي ذوقتو كنه بگه دختر گلم دختر گلم [با حالت ريتمبك] بعد تا دارن شامو آماده ميكنن با داييت متكا بازي كنيد هي بكوبيد تو سر و كلهي هم و غش كنيد از خنده :)) مگه دگ آدم چي ميخواد از دنيا؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۰:۵۹ توسط:سئو چت روم موضوع:
بعدِ عمري دراز كشيديم تو آفتابِ پهن شده روي قالياي لاكي،پشت پنجره. تا مغز استخونمون داغِ گرمي آفتاب شد. چشامونو بستيم، پشت پلكمون جاي سياه، نارنجي شده بود بس كه نور بود و نور! فكر كرديم كه چقد دلتنگ بوديم و به روي خودمون نمياورديما! تعجب كرديم چطور اشكمون درنيومده بود اين همه وقت؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲۶ آذر ۱۳۹۸ساعت:
۰۲:۱۰:۵۸ توسط:سئو چت روم موضوع: